یه دختر و پسر بودن که عاشق همدیگه بودن،بعد یه روز کامل که با همدیگه بودن موقع رفتن خواستن با هم سوار ماشین شدن و آروم کنار همدیگه نشتسن ،دختره از چند وقت پیش میخواست یه چیزی به پسره بگه ولی روش نمیشد که بگه،پسره هم حرفی رو کهخیلی وقت بود تو دلش یود و روش نبود بگه روی کاغذی نوشته بود که به دختر بده!!! بالاخره پسره دلو زد به دریا و کاغذ رو به دختره داد . دختره هم وقتی این کار پسر رو دید زبونش باز شد و قبل از این که نامه رو باز کنه حرف دلش رو زد و گفت : دیگه ازش سیر شده و عاشق کس دیگه ای شده
تو همین لحظه یه مقصد پسره رسیدن.پسر هم بدون اینکه چیزی بگه پیاده شد و به محض پیاده شدن یه ماشین بهش زد و مرد....
دختره هم که اشک تو چشاش حلقه زده بود اون کاغذ یادش اومد !! بازش کرد دید توش نوشته "اگه یه روز ترکم کنی میمیرم"